تبليغاتX
رییس - انتقاد شدید هفته نامه یالثارات از رییس کیمیایی :فیلم رییس آشفته وکاریکاتور گونه است!

رییس

وبلاگی در باره جذاب ترین موضوعات

هفته نامه یالثارات باانتشار مطلبی از فیلم رییس کیمیایی انتقاد کرد

 به گزارش بخش ازنگاه دیگران "راه فیروزه"

www.ircna.ir  این مطلب به شرح زیر است :

 به بهانه نمايش فيلم «رئيس»

آشفتگي‌هاي يك ذهن روشنفكر

1- يكي از مهمترين ويژگي‌هاي روشنفكري (انتلكتوئلسيم) خودبنيادي است. محوريت خود در همه چيز. سلوك روشنفكري، سرانجامي جز مستحيل شدن در نفس اماره و خودپرستي ندارد؛ درست در مقابل سلوك معنوي و ديني كه به رهايي از خود و آزادگي از نفس مي‌انجامد. به همين دليل است كه روشنفكران غرب‌زده، در تحليل وقايع و مسائل هيچ گاه نمي‌توانند حقايق را درك كنند. به هر آنچه مي‌نگرند، جز خود درنمي‌يابند. از اين رو است كه عمدتاً نوشته‌ها و آثار هنري و فيلم‌هايي كه اين نحله خلق كرده‌اند، جز مشتي چرنديات نيست.

2- خودمحوري روشنفكران مهمترين دليل جدا ماندن آنها از مردم و شرايط اجتماعي است. غرق شدن در انوع «ايسم»ها در سر در لاك خود فرو بردن و در برج عاج خويشتن پناهنده شدن، نتيجه‌اي جز بريدن از مردم ندارد. به همين دليل است كه معمولاً در اين يكصد سال اخير آنچه كه روشنفكران در پي آن بوده‌اند، با آنچه مردم آرمانش مي‌پنداشتند، در تعارض بوده است؛ مردم دم از عدالت مي‌زنند، آنها مي‌گويند دموكراسي، مردم درد دين دارند. آنها درد حقوق بشر، مردم استقلال مي‌خواهند،‌ آنها جهاني شدن و ...

3- سينما، يكي از هنرهايي است كه نسبت نزديكي با جامعه و روزگار دارد. سينما مي‌تواند بازتابنده دغدغه‌ها، آرمان‌ها،‌رنج‌ها و وقايع مبتلا به يك جامعه باشد؛ به خصوص جامعه ما كه تحولات و فراز و فرودهاي بسياري را طي يك قرن اخير از سر گذرانده است. در اين ميان انقلاب اسلامي و دفاع مقدس، دو حماسه جاوداني هستند كه عليرغم اهميت بسيارشان، اما هنوز چندان مورد توجه هنرمندان و سينماگران ما قرار نگرفته‌اند. اگر چه در سالهاي نخستين پيروزي انقلاب و همچنان دوران جنگ و چند سال ابتدايي پايان آن، نسبت به امروز فيلم‌هاي بيشتري به آنها مي‌پرداخت، اما امروز كه نياز بيشتري احساس مي‌شود، كمتر در اين زمينه‌ها تلاش مي‌شود.

4- مسعود كيميايي، يكي از فيلمسازاني است كه در آثارش توجه بسياري به مسائل اجتماعي كرده است. او در سال‌هاي پيش از انقلاب با ساخت آثاري چون قيصر و گوزن‌ها خود را به عنوان كارگرداني كه نسبت به اوضاع اجتماعي حساس است، نشان داد. اما پس از انقلاب، نتوانست خود را با جامعه و مردم تطبيق دهد. اين روند با گذشت زمان عميق‌تر و شديدتر شد، به طوري كه آثار اخير او كمترين نسبت را با شرايط امروزين جامعه و ساير رخدادهاي آن دارد.

5- فيلم «رئيس» به كارگرداني مسعود كيميايي كه چندي است در سينماهاي كشور اكران شده است، يكي از نمونه‌هاي اين جدايي از مردم است. موضوع اين اثر مي‌توانست بستر ايجاد اثري تأثيرگذار در عرصه اجتماعي باشد. مسأله باندها و مافياهاي مواد مخدر و قاچاق، يكي از مشكلات امروز جامعه ماست؛ جرياناتي كه با ترانزيت و انتقال افيون‌هاي مختلف به جوامع گوناگون از جمله جامعه ما، موجبات تباهي و فساد را فراهم مي‌كنند. باندهاي قاچاق مواد مخدر مثل باندهاي قاچاق و توليد مشروبات الكلي، فيلم‌هاي غير اخلاقي و ... يكي از بازوهاي استعمار جديد براي استثمار كشورهاي ضعيف‌تر از خود و به نابودي كشاندن نسل جوان در اين كشورهاست. در رأس مافياهاي قاچاق معمولاً سوپر سرمايه‌داراني هستند كه وابستگي شديدي به غرب دارند و قربانيان آنها معمولاً جواناني تيره بخت و نكبت‌زده هستند اما «رئيس» آنقدر از آنچه كه در جامعه مي‌گذرد دور است كه نمي‌تواند هيچ گونه تأثير مثبتي در اين زمينه بگذارد. تصاوير فيلم، گويي نماهايي از يك ناكجاآباد هستند و آدمهايش از سياه‌اي ديگر آمده‌اند. همه صحنه‌ها، رنگ و لعابي از تصنع دارند. خشونت فيلم، بيش از آنكه منتقل كننده درد انسان‌هاي تباه شده باشد، مشمئز كننده و تهوع‌آور است. آدم‌هاي فيلم اگر چه دردهاي بسياري دارند، اما مثل اينكه درد اصلي‌شان بي‌دردي است. تمام آدم‌هاي فيلم رئيس، مرفه‌هايي هستند كه در خانه‌هاي مجلل زندگي مي‌كنند. مردم ايران در اين فيلم غريبه‌اند! «رئيس» يك فيلم نيست انگار است؛ آنجا كه خدايي نيست و همه چيز در آن مجاز است. حتي رفاقت نيز در چنين فضايي از سرما مي‌لرزد و بي‌معنا مي‌شود. وقتي كه آدم‌ها بي‌هويت هستند و هيچ نشانه‌اي از ايراني و مسلمان بودن در آنها ديده نمي‌شود، باز هم عنصري به نام «ناموس پرستي» در فيلم كيميايي آمده است، اما اين ناموس پرستي از سر غيرت ديني و نگاهباني از عفاف نيست، كه از سر هوس و هرزگي است.

رضا (قهرمان فيلم رئيس) اگر ناموس‌پرست است، در تمام آن سالها كه ناموسش مورد بي‌حرمتي واقع شده بود، كجا بوده؟ آنجا كهدين و معنويت و پاكي و عفت بي‌معناست، ناموس‌پرستي، تنها يك عصبيت بي‌پشتوانه، يك عقده و يك مسلك خنده‌آور و نمايشي بيش نيست. وقايع فيلم رئيس به گونه‌اي مي‌گذرند كه باعث سرگيجه مخاطب مي‌شوند آنقدر سرسري و غيرمنطقي و باور نكردني اتفاق مي‌افتد و همه چيز آشفته است و كاريكاتور گونه است.

6- «رئيس» هم از محصولات سينماي روشنفكرزده بي‌دردي است كه از يك ذهن آشفته برآمده است؛ فيلمي كه علاوه بر سردرگمي و فضاي هپروت گونه‌اش، فاصله عميقي با اوضاع و احوال امروز جامعه ما دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 13:9  توسط   |