تبليغاتX
رییس - روزگار آقاى «رئيس» هنوز خوش است-روزنامه حیات نو

رییس

وبلاگی در باره جذاب ترین موضوعات

كيميايي با ساخت فيلم‌هاي ماندگاري چون قيصر، داش آكل و گوزن‌ها در راستاي سينماي موج نو پيش از انقلا‌ب و نيز خط قرمز، سرب، دندان مار و ردپاي گرگ در بعد ازانقلا‌ب، به جرات يكي از بزرگترين و محترم‌ترين سينماگران ايراني است كه حتي در هنگام اكران ضعيف‌ترين ساخته‌هايش، بيشترين توجه محافل سينمايي و غير سينمايي كشور را معطوف خود و آثارش مي‌كند. چند سالي است كه كيميايي از سوي منتقدان يا مخالفانش به بي‌حوصلگي، عدم شناخت تغييرات چشمگير در سطح جامعه و اتمام تاريخ مصرف دوران فيلمسازي‌اش متهم مي‌شود. مشكلا‌تي كه او در زندگي خصوصي‌اش با خواننده مشهور زن پيش از انقلا‌ب پيدا كرد كه منجر به دوري چند ساله‌اش از ايران شد و نيز شبهه همكاري پشت پرده با سعيد امامي‌ در فيلم‌هاي ضيافت و سلطان كه به خاطر چند جلسه ملا‌قات اجباري با او، زمزمه‌هايش در محافل اجتماعي به وجود آمده بود، همه دست به دست هم داده بودند تا كيميايي در بدترين شرايط روحي، ضعيف‌ترين فيلم‌هاي كارنامه هنري خود را بسازد. با بازگشت به ايران و انتشار رمان موفق جسدهاي شيشه‌اي و دورخيز كيميايي (پس از توليد فيلم ناموفق سربازهاي جمعه) براي ساخت فيلم حكم همگان انتظار تولد دوباره او را پيش‌بيني كردند. حكم با وسواس شديد كيميايي در رعايت جزئيات تصويري، بدون نمايش در جشنواره فجر، روانه اكران شد و با وجود برخي سردرگمي‌ها در محتوا و ضعف در اسكلت اصلي فيلمنامه، به خاطر بهره‌مندي از غناي تصوير كه در هر پلا‌ن و سكانس آن به خوبي مشهود بود، استقبال نسبي منتقدان و نويسندگان مطبوعات و مردم را به همراه داشت. كيميايي به دليل علا‌قه زيادش به سينماي كلا‌سيك نوآر و گانگستري‌هاليوود، در فيلم حكم اداي ديني محكم به اين گونه سينمايي كرده بود و با دريافت پاسخ مثبت از سوي عاشقانش، رئيس را هم در همين فضا و حس و حال ساخت. او كه اعتقاد داشت اين فيلم يك سر و گردن از حكم بالا‌تر و بهتر است، تا جايي پيش رفت كه در مصاحبه‌اي با بولتن بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر، رئيس را بهترين اثر چهار دهه فيلمسازي خود خواند. فيلم در چند اكران محدود در سالن منتقدان و نويسندگان مطبوعات و سالن‌هاي نمايش ويژه عموم، توجهي را جلب نكرد و كيميايي را واداشت كه در تدويني مجدد پلا‌ن‌هاي مربوط به پسري مو بلند را حذف كند كه در پايان هر فصل فيلم ظاهر مي‌شد و با صدايي دوبله شده اشعاري حماسي را از شاهنامه فردوسي مي‌خواند (كه البته با هيچ وصله‌اي هم به بدنه فيلم نمي‌چسبيد). او همچنين گنگي موجود در پايان فيلم را اندكي برطرف كرد. با اين وجود نسخه اكران رئيس نيز، همچون فيلم‌هاي يك دهه اخير كيميايي از ضعف مفرط فيلمنامه رنج مي‌برد و همين امر سبب ايجاد دافعه ميان اثر با بيننده شده است و برتري تصويري آن بر مضمونش هم نمي‌تواند به بهبود اين فاصله كمكي كند. مشكل كيميايي در اين فيلم، به مانند ده پانزده سال اخير، اينست كه مي‌خواهد به تمام معضلا‌ت اجتماعي، اخلا‌قي و سياسي كه گريبانگير جامعه هستند، گوشه چشمي‌نشان دهد و همه اين موارد را به شكلي وسيع و همزمان و با افزودن چاشني علا‌يق سينمايي خود در مدت زمان استاندارد يك فيلم، به خدمت اثر در آورد. اين مقوله را براي كسي كه زماني يك داستان محكم و استخوان دار را انتخاب مي‌كرد و با اضافه كردن درست جزئياتي جذاب و تاثير گذار، آن را به بهترين نحو ممكن به تصوير مي‌كشيد، مي‌توان يك شكست كامل به حساب آورد! درست است كه هر كارگردان مولفي دنياي شخصي خود را دارد و شايد در اين جهان تصويري، كنش‌ها و عملكردهايي تعريف شده و قابل قبول باشند كه ما به ازايشان در عالم واقع به هيچ وجه پذيرفتني نيست (به هر حال يادمان نرود كه سينما كارخانه روياسازي است)، اما چه خوب مي‌شود كه بپذيريم بخش عظيمي‌از بينندگان همين سينما را تماشاگران عام تشكيل مي‌دهند كه ذهنيات مورد نظر كارگردان در زباني قابل فهم براي آنان به روي پرده برود. البته رئيس از منظر رعايت ريزه‌كاري‌هاي كارگرداني از بسياري از فيلم‌هاي اين دوره و زمانه سينماي ايران در مقامي‌بالا‌تر ايستاده است. ضمن اينكه فيلم از لحاظ فيلمبرداري و نور پردازي، طراحي صحنه و لباس، طراحي صدا و اجراي قابل قبول برخي از بازيگرانش حائز اهميت است. كيميايي يك فيلم بين و فيلم باز حرفه‌اي است و سينما بخشي از وجودش است. اين ادعا را مي‌توان در برخي از لحظات فيلم پيدا كرد; در موسيقي حماسي و شبه وسترني اولين برخورد رضا (فرامرز قريبيان) با فرشته (لعيا زنگنه)، در ديدار مجدد و نوستالژيك دو رضاي فيلم (قريبيان و امين تارخ) در ويرانه‌هاي سينما ركس لا‌له زار و نيز در فصل پاياني كه بدون توجه به تدوين بي‌قواره‌اش، يادآور فصل ابتدايي قسمت اول فيلم پدرخوانده است.
عده‌اي از مخالفان پر و پا قرص مسعود كيميايي در اظهارنظرهايي عجيب، با توسل به نقاط ضعف كارهاي اخير اين كارگردان معتقدند كه او بايد فيلمسازي را براي هميشه كنار بگذارد تا خاطرات خوش فيلم‌هاي خوبش را بيش از اين از ذهن سينما دوستان پاك نكند. برخي از هواداران كيميايي نيز معتقدند كه او بايد كارگرداني را مدتي كنار بگذارد تا با يك خانه تكاني ذهني و با انرژي مضاعف، به دوران شكوه فيلمسازي‌اش بازگردد. در هر صورت و در بدبينانه‌ترين شكل ممكن نبايد از ياد برد كه فيلم ساختن كيميايي حداقل اين حسن را به همراه دارد كه تماشاگر گريزان از سينما بياد خاطرات خوب گذشته‌اش با آثار استاد، راه خود را به سمت سالن سينما كج مي‌كند. اگر كمي‌كلا‌ه خود را قاضي كنيم، بايد جانب انصاف را رعايت كرد و بر نقش موثر كيميايي در شكل گيري سينماي متفاوت ايران چشم نبست و خط بطلا‌ن نكشيد، اما اگر آقاي كيميايي هم كمي‌به محيط و آدم‌هاي پيرامونش و مناسبات روزمره جامعه توجه عميق‌تر و بيشتري نشان دهد و از مشاوران سينمايي كاركشته و فيلمنامه‌نويسان جوان، دلسوز و پر انرژي جهت بهبود كيفي كارش استفاده كند، بدون شك توانايي ساخت آثاري به مراتب با ارزش‌تر از رئيس را دارد. به نظر مي‌رسد احترام به پيشكسوتان در اين روزگار حلقه‌اي مفقوده شده است.
 
منبع :حیات نو
http://www.hayateno.org/Detail.aspx?cid=97199&catid=563
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 8:54  توسط   |